محمد مرادی، شاعر آیینی و منتقد ادبی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با اشاره به پیشینه شعر فاطمی در ادبیات فارسی، گفت: اگر شعر فاطمی را با گونههایی همچون شعر عاشورایی، علوی، نبوی و مهدوی مقایسه کنیم، از نظر حجم آثار و شمار شاعران، با گستردگی کمتری روبهرو هستیم؛ با این حال، پیشینه اشاره به حضرت فاطمه زهرا(س) در شعر فارسی به قرن چهارم هجری و دورههای آغازین شکلگیری شعر فارسی بازمیگردد.
وی یکی از دلایل محدودتر بودن شعر فاطمی را جایگاه ویژه حضرت زهرا(س) در میان اهلبیت(ع) دانست و اظهار کرد: به نظر میرسد محوریت حضرت فاطمه زهرا(س) در خاندان پیامبر(ص) و جایگاه خاص ایشان، نوعی پوشیدگی در پرداخت مستقیم شاعران به شخصیت و شأن آن حضرت ایجاد کرده است؛ بهگونهای که در بسیاری از اشعار فارسی قدیم، هنگامی که سخن از خاندان اهلبیت(ع) به میان میآید، از حضرت زهرا(س) بیشتر در جایگاه مادر، همسر امیرالمؤمنین علی(ع) و دختر پیامبر اکرم(ص) یاد میشود.
مرادی با اشاره به قدمت اشارات به حضرت زهرا(س) در شعر فارسی افزود: از همان سدههای نخست شکلگیری شعر فارسی، نشانههایی از توجه شاعران به آن حضرت دیده میشود؛ هرچند این اشارات در ابتدا پراکنده بودهاند. شاعرانی مانند دقیقی، میسری و کسایی مروزی در آثار خود به اهلبیت(ع) پرداختهاند و در برخی از این اشعار، ارادت به حضرت فاطمه زهرا(س) نیز بازتاب یافته است.
این شاعر آیینی با اشاره به شعری از کسایی مروزی گفت: او در بیتی، مخاطبان را به دوستی و ستایش اهلبیت(ع) فرا میخواند و میگوید: «تا زندهای چنین کن، دلهای ما زین کن / پیوسته آفرین کن بر اهلبیت زهرا». این نمونه نشان میدهد که حتی در اشعاری که موضوع اصلی آنها لزوماً مدح مستقیم حضرت زهرا(س) نیست، جایگاه آن حضرت بهعنوان محور خاندان پیامبر(ص) مورد توجه قرار داشته است.
وی همچنین به اشارات فرخی سیستانی به حضرت فاطمه زهرا(س) اشاره کرد و گفت: فرخی، با وجود آنکه در شمار شاعران شناختهشده شعر مذهبی قرار نمیگیرد، هنگام ستایش پیامبر اکرم(ص)، از تعبیر «پدر فاطمه» استفاده میکند. این شیوه یادآور لقب «امابیها» برای حضرت زهرا(س) است و نشان میدهد که نام و جایگاه آن حضرت در سنت ادبی فارسی، حتی در آثار شاعرانی خارج از جریان اصلی شعر آیینی نیز حضور داشته است.
مرادی با بیان اینکه اشارات شاعران قرن چهارم به حضرت زهرا(س) عمدتاً پراکنده بوده است، ناصر خسرو را از نخستین شاعرانی دانست که اشعاری نسبتاً مستقل در مدح و مرثیه آن حضرت سرودهاند.
وی بیان کرد: در برخی چاپهای دیوان ناصر خسرو، ابیاتی در ستایش و سوگواری حضرت فاطمه زهرا(س) وجود دارد که از نمونههای کهن شعر فاطمی به شمار میروند. زبان و واژگان این ابیات نیز نشانههایی از قدمت آنها دارد و میتواند در بررسی پیشینه این گونه شعری مورد توجه قرار گیرد.
این منتقد ادبی در ادامه به نقش شاعرانی چون سنایی غزنوی و عطار نیشابوری در گسترش شعر فاطمی اشاره کرد و گفت: پس از ناصر خسرو، در آثار شاعران دیگری نیز بهتدریج اشارات بیشتری به حضرت زهرا(س) دیده میشود. سنایی بارها از القاب آن حضرت، از جمله زهرا و فاطمه، در اشعار خود استفاده کرده و در آثار ادیب صابر نیز نمونههایی از این توجه وجود دارد.
مرادی افزود: عطار نیشابوری نیز در برخی آثار خود به حضرت فاطمه زهرا(س) پرداخته است. از جمله در الهینامه، داستانی درباره ازدواج آن حضرت به نظم درآمده است. این آثار، هرچند در مواردی بهصورت پراکنده در میان سرودههای شاعران آمدهاند، در تاریخ شعر فاطمی اهمیت دارند و بخشی از روند شکلگیری و تحول این گونه ادبی را نشان میدهند.
وی در پایان تأکید کرد: بررسی آثار شاعران کهن فارسی نشان میدهد که شعر فاطمی، با وجود حجم محدودتر در مقایسه با برخی دیگر از گونههای شعر آیینی، پیشینهای دیرینه دارد و از سدههای نخست ادبیات فارسی نشانههای آن را میتوان پی گرفت. سرودهها و اشارات شاعرانی چون کسایی مروزی، ناصر خسرو، سنایی و عطار، از نمونههای مهم این میراث ادبی به شمار میروند.
انتهای پیام/










نظر شما